تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مطالب ابر bahaism
چهارشنبه 26 بهمن 1390  06:54 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

خدای جهان آفرین در قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام، ترس و دلهره را بر قلب کافران و مشرکان و ستمگران حق ستیز خواهد افکند و آنان قدرت تصمیم گیری و مخالفت را از دست خواهند داد. بر اساس این باور، هیچ مانعی ندارد که یکی از امدادهای غیبی خداوند برای حضرت مهدی علیه السلام رعب و ترس باشد که خداوند در دل دشمنان می اندازد؛ همان گونه که در روایات بسیاری بدان تصریح شده است. امام باقرعلیه السلام در این باره فرمود: «قائم ما منصور به رعب (یاری شده با القای ترس در دل دشمنان او) است».

کمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 330، ح 16


نظرات()   
   
سه شنبه 25 بهمن 1390  07:52 ق.ظ
نوع مطلب: (بابـیـت ،) توسط: MAP

بهائیان بر این باورند که سید علی محمد باب -سرکرده فرقه بابیت و به اصطلاح مبشر بهائیت- امی بوده است. امی به معنای کسی است که مانند اصل خلقت خود است و خواندن و نوشتن نیآموخته است و کلاس و مکتب ندیده است.
این ادعا نیز مانند سایر ساخته و پرداخته های بابیان و بهائیان، برای تشابه به اسلام  است که یک دین الاهی است تا آنچه ندارند را با داشته های دین مبین اسلام جبران کنند. این جریان امی بودن نیز به امی بودن پیامبر مکرم اسلام صل الله علیه و آله و سلم باز می گردد.

این در حالی است که خلاف این ادعا در آثار بابیان و بهائیان به زیبایی دیده می شود:
نبیل زرندى كه از شناخته شده های بهائیان است، مى نویسد:
«خال (دائى) حضرت باب، ایشان را براى درس خواندن نزد شیخ عابد برد؛ هر چند حضرت باب، به درس خواندن میل نداشتند، ولى براى این كه به میل خال بزرگوار رفتار كنند، به مكتب شیخ عابد تشریف بردند، شیخ عابد، مرد پرهیزكار محترمى بود و از شاگردان "شیخ احمد احسایى" و "سید كاظم رشتى" به شمار مى رفت»1

امی بودن علی محمد باب (مهدویت، شیخیه، بابیت و بهائیت)

احمد یزدانى، مؤلّف "نظر اجمالى در دیانت بهایى" - كه از طرفداران سرسخت این فرقه است - مى نویسد:


نظرات()       
دوشنبه 24 بهمن 1390  06:38 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

در برخی از روایات «خروج خراسانی» به عنوان یکی از نشانه های ظهور بیان شده است. اگر چه در این روایات به روشنی او معرفی نشده است؛ ولی برخی او را مردی از بنی تمیم دانسته اند. اغلب روایاتی که نام او را برده اند، از خراسانی همراه سفیانی یاد کرده اند.

امام صادق علیه السلام فرمود: «خروج خراسانی، سفیانی و یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز تحقق می یابد و در بین آنها پرچمی هدایتگرتر از یمانی نیست که او به حق هدایت می کند». و در برخی روایات از خراسانی و سفیانی به دو اسب مسابقه تشبیه شده اند که خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف کوفه در حرکت اند. البته روایتی نیز از خروج او به عنوان یکی از نشانه های حتمی قیام حضرت مهدی علیه السلام یاد شده که به جای خروج یمانی ذکر شده است.


نظرات()   
   
یکشنبه 23 بهمن 1390  06:24 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

کلمه ی «پسرِ انسان»، طبق نوشته ی مسترهاکس آمریکایی، در کتاب خود، «قاموس کتاب مقدّس» 80 بار در انجیل و ملحقّات آن (عهد جدید) تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی علیه السلام قابل تطبیق می باشد.

50 مورد دیگر از نجات دهنده ای سخن می گوید که در آخرالزّمان ظهور خواهد کرد، عیسی علیه السلام نیز با او خواهد آمد و او را جلال خواهد داد و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسی اطّلاع ندارد و او کسی جز حضرت مهدی (عج) نمی باشد.


نظرات()   
   
شنبه 22 بهمن 1390  06:48 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

انتظار ویرانگر، فلج کننده و باز دارنده - که در واقع نوعی «اباحی گری» است - همواره مورد مذمت و سرزنش قرار گرفته است.

این نوع انتظار حاصل برداشتِ قشریِ مردم، از مهدویّت و قیام و انقلاب مهدی موعودعلیه السلام است که صرفاً ماهیت آن را انفجاری می دانند که فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود. نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که حق و حقیقت طرفداری نداشته باشد، باطل، یکّه تازِ میدان گردد و جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود؛ این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت - نه اهل حقیقت زیرا حقیقت طرفداری ندارد - از آستین بیرون می آید. بنابراین هر اصلاحی محکوم است؛ زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع، نقطه روشنی هست دست غیب ظاهر نمی شود! بر عکس، هر گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق کشی و هر پلیدی به حکم اینکه مقدمه صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می کند، روا است؛ پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است! این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعودعلیه السلام و این نوع انتظار فرج - که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی می شود و نوعی «اباحی گری» باید شمرده شود - به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی وفق نمی دهد.

بنابراین نکته مهم و اساسی این است که منتظر واقعی، برای چنان برنامه مهمی، هرگز نمی تواند نقش تماشاچی را داشته باشد؛ بلکه باید از هم اکنون حتماً در صف انقلابیون قرار گیرد؛ چرا که ایمان به نتایج و عاقبت این تحوّل بزرگ، هرگز به او اجازه نمی دهد که در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن «اعمال پاک» و «روحی پاکتر» و برخورداری از «شهامت» و «آگاهی» کافی است.


نظرات()   
   
جمعه 21 بهمن 1390  06:49 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

از نشانه های ظهور «کسوف در نیمه ماه رمضان» و «خسوف در آخر یا اوّل همان ماه» است. «کسوف در روزهای نخست و روزهای آخر ماه و «خسوف» در روزهای میانی ماه طبیعی و عادی است؛ ولی خورشید گرفتگی در وسط ماه یا ماه گرفتگی در اوایل و یا آخر آن، ظاهراً امری غیر عادی است و رؤیت آن امکان ندارد.

امام باقرعلیه السلام فرموده است: «دو نشانه پیش از قیام قائم پدید خواهد آمد: یکی گرفتن خورشید در نیمه ماه رمضان و دیگر گرفتن ماه در آخر آن». مردی به امام علیه السلام عرض کرد: «ای پسر رسول خدا! کسوف در وسط و خسوف در آخر ماه؟!» حضرت فرمود: «[آری] من آنچه را گفتم داناتر به آن هستم. اینها دو نشانه اند که واقع شدن آنها، از زمان هبوط آدم علیه السلام سابقه ندارد».

فلسفه این نشانه غیر عادی - همانند برخی نشانه های دیگر - می تواند بیدار شدن مردم از خواب غفلت و یقین به امر ظهور باشد. به عبارت دیگر، خداوند در آستانه ظهور، برای اقامه حجّت بر مردم و مطمئن ساختن یاران حضرت مهدی علیه السلام به ظهور آن حضرت، چنین پدیده هایی را بر خلاف معمول و به گونه معجزه، محقق می سازد.


نظرات()   
   
پنجشنبه 20 بهمن 1390  07:15 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

امام صادق علیه السلام فرمود: «هنگامی که قائم (عج) خروج می کند، فرمان نو، کتاب نو و روش نو و قضاوت نو می آورد».

برای برخی با توجّه به این روایت و روایات دیگر این سؤال پیش می آید که آیا به هنگام ظهور مهدی موعود (عج) دین جدیدی آورده خواهد شد و آیا دین دیگری غیر از اسلام هم وجود دارد؟ در پاسخ می توان گفت: تعبیر به نو و جدید، اشاره به این است که انقلاب مهدی (عج) یک دگرگونی اساسی است نه روبنایی، از این رو جامعه گمان می کند چیز جدیدی غیر از اسلام است.

به عبارت دیگر پیرایه هایی که در طول تاریخ اسلام زمامداران ناطق و دیگران به اسلام بسته اند، اسلام را طوری کرده، که اگر امام قائم (عج) آنها را از اسلام دور کند و حقیقت اسلام را آشکار سازد، مردم عادی خواهند گفت این یک چیز جدیدی است نه اسلام، در صورتی که اسلام واقعی همین است.


نظرات()   
   
چهارشنبه 19 بهمن 1390  07:25 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

به معنی ملکه و شهبانو و نام مادر بزرگوار امام زمان (عج) است.

او از طرف مادر نوه «شمعون بن حمون بن صفا» از حواریون مخصوص حضرت عیسی علیه السّلام و وصیّ او به شمار می رفت. او نامهای دیگر مانند: نرجس، ریحانه، خمط، صقیل (صقیل)، سوسن، حدیث، حکیمه، و مریم نیز دارد، خواهر امام هادی علیه السّلام (حکیمه) او را به عنوان (سیّده) یعنی خانم می خواند.

هنگامی که ملیکه به خانه امام حسن عسکری علیه السّلام وارد شد. امام هادی علیه السّلام به خواهرش حکیمه فرمود: «او را به خانه ببر و دستورات اسلامی را به او بیاموز، او همسر فرزندم حسن علیه السّلام و مادر مهدی آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّّم خواهد بود، آنگاه به ملیکه رو کرد و فرمود: مژده باد تو را به فرزندی که سراسر جهان را با نور حکمتش پر از عدالت و داگری کند، پس از آنکه پر از ظلم و جور باشد».

او در سال 261 هجری و به روایتی قبل از به شهادت رسیدن امام حسن عسکری علیه السّلام از دنیا رفت و قبر شریفش در سامراء پشت قبر منوّر همسر بزرگوارش قرار گرفته است.


نظرات()   
   
سه شنبه 18 بهمن 1390  07:11 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

«مهدی» اسم مفعول و به معنای هدایت شده است. مهدویّت نیز از همین ریشه است. مهدی علیه السلام مشهورترین نام آن حضرت نزد شیعه و سنّی است. البته گاهی نیز در معنای فاعلی به معنای «هدایت کننده» به کار می رود. نکته جالب توجه اینکه لقب «مهدی»، بیشتر درباره آن حضرت بعد از ظهور و قیام و لقب قائم بیشتر درباره آن حضرت قبل از ظهور و قیام استفاده می شود. لقب مهدی اگرچه اختصاص به آخرین امام ندارد و بقیه ائمه علیهم السلام نیز مهدی هستند؛ ولی تنها از آخرین پیشوا به عنوان «مهدی» یاد شده است. این لقب از همان ابتدای شکل گیری بحث «مهدویّت» بر زبان معصومین علیهم السلام رایج بوده و در روایات فراوانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این لقب به چشم می خورد. بنابراین در کتاب های اهل سنّت نیز فراوان این لقب آمده است.


نظرات()   
   
دوشنبه 17 بهمن 1390  07:19 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

مقصود از مهدی شخصی، آن است که حضرتش فردی معین، زنده، موجود و شناخته شده از نظر تبار و خاندان و شخص است.

مقصود از مهدی نوعی، آن است که فردی است نامعین که در زمانی مناسب زاده خواهد شد و قیام کرده، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. و آن مفهومی است کلی که یک مصداق دارد و بس. از نظر منطق و برهان، «نوعی بودن مهدی» باطل و نادرست است؛ چرا که نقض غرض از قیام مهدی می شود؛ زیرا غرض از قیام او پرکردن جهان از عدل و داد است؛ ولی نوعی بودن مهدی، جهان را از ظلم و ستم پر خواهد کرد.

در این صورت هر قدرتمند دروغ گویی می تواند این جامه را در بر کرده و ادعا کند که من مهدی هستم و به نام اقامه عدل، به جهانگیری پردازد. پس مدعیان مهدویّت بسیار خواهد شد و در هر زمانی و در هر سرزمینی، ممکن است چند تن ادعای مهدی بودن کنند و ساده دلان و نادانانی گرداگردشان جمع شوند و به ظلم و ستم بپردازند. جنگ، سراسر جهان را فرا گیرد و عالم از خونریزی و فتنه و آشوب، آکنده گردد. بالاتر از این، ظلم و ستم، به نام عدل و داد به خورد جهانیان داده شود! بنابراین، وجود مهدی نوعی، از نظر اجتماعی محال است. پس بایستی، مهدی، شخص معینی باشد که شناختش برای خلق آسان باشد و اشتباهی در تشخیص او رخ ندهد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :11  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
آخرین پست ها