تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مطالب ابر شیخ احمد احسایی
چهارشنبه 16 آذر 1390  03:53 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

1- چگونگی پیدایش

بهائیت فرقه‌ای است كه میرزا حسین علی نوری موسس آن بوده است. او فرزند میرزا عباس نوری است و در سال 1233 هـ..ق در تهران متولد شد. وی بعد از تحصیلات مقدماتی همچون پدرش كه در دستگاه «امام وردی میرزا» از قاجاریه سمت منشی‌گری داشت، به خدمت دیوان درآمد و چون شوهر خواهرش هم منشی كنسول روس بود، با ساز و كارهای ایجاد ارتباط با سفارت‌خانه‌ها هم آشنایی پیدا كرد. (1)

گذری بر تاریخ و عقاید فرقه ضاله بهائیت (مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت)

با ظهور و غوغای «علی محمد باب»، او و برادر ناتنی‌اش، یحیی صبح ازل، و تنی چند از خاندانش به باب پیوستند و آن گاه كه باب به دستور میرزا تقی‌خان امیركبیر –رحمه الله- در تبریز اعدام شد، یحیی صبح ازل كه 13 سال از برادرش كوچك‌تر بود به جانشینی باب برگزیده شد. البته میرزا حسین علی هم طبق مصالحی تسلیم وی شد، اما پس از مدتی از اطاعتش سرپیچی نمود.(2) وی نخست ادعای مهدویت كرد و مدعی شد كه او همان كسی است كه باب وعده ظهورش را داده است.(3) حسین علی با گذشت زمان بر ادعاهایش می‌افزود، از ادعای «رجعت حسینی» و «رجعت مسیحی» گرفته تا ادعای «رسالت و شارعیت» و در نهایت، ادعای «حلول خدا در او» با تجسد و تجسم خداوند، و دعوای «انا الهیكل الاعلی»، كه در ادامه به برخی از آن‌ها اشاره خواهد شد.


نظرات()       
دوشنبه 14 آذر 1390  08:46 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

با سلامی و سپاس
تاسوعای سید و سالار شهیدان کربلا را به شما حسینیان تسلیت عرض می کنم

در ادامه مباحث بهائیت، از سنت شکنی حسینعلی نوری که بهاء الله خوانده می شود، می نویسیم:
سنت همه پیامبران الاهی بر این بوده است که به زبان قوم خود سخن گفته و کتاب آورده اند لیکن حسین علی بهاء و استاد بی خردش (سید باب) که از قوانین الاهی بی خبر بودند، ناخواسته قانون شکنی کردند؛ به زبان عربی سخن گفته و کتاب نوشتند.
البته تقصیر از میرزای بهاء نیست چون او مقلدی بیش نبودو نخست سید علی محمد باب کتاب خود را به زبان عربی نگاشت و میرزا حسینعلی با تقلید از کتاب «بیان» سید باب، به تحریر اقدس و ... به زبان عربی پرداخت؛ غافل از آن که کتاب هر پیامبری به زبان همان قوم است و آنان مدعی بوده و هستند که برای ایرانیان مبعوث شده اند.
خدای با از یاد بردن این نکته از خاطر استعمار انگلیس و روسیه، سید و میرزا را گرفتار کرد و مرتبه ای دیگر آیه شریفه: «ید الله فوق ایدیهم» را نزد همگان تبین و تصدیق کرد.


نظرات()   
   
یکشنبه 13 آذر 1390  07:04 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

رهبرانی که هیچ گاه نیامندند و هیچ گاه نخواند آمد...
وعده ای که هیچ گاه واقع نخواهد شد...
آبرویی که به خواست خدا رفت...
حقیقتی که روشن شد...


شوقی افندی، سرکرده عقیم بهائیت (مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت)
شوقی افندی، سرکرده عقیمی که محاسبات پدر بزرگش (عبدالبهاء) را بر هم زد...

این شعر را بخوانید تا مطلب را بهتر متوجه شوید:
آن چه دلم خواست نه آن می شود          آن چه خدا خواست همان می شود
در هر زمانی، اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند، حضرت یعقوب علیه السلام دوازده پسر داشت، موسی علیه السلام دوازده نقیب داشت و حواریون حضرت عیسی علیه السلام دوازده نفر بودند، جانشینان پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز دوازده تن بودند.
عبد البهاء برای آن که از این قافله عقب نمانده و از این طرف بام نیوفتد، از آن سوی بام افتاد و گفت: سران این ظهور، 24 نفرند، دو برابر بقیه، چون عظمت این ظهور چنین اقتضایی دارد.1



نظرات()       

عباس افندی یا همان عبدالبهاء بهائیان، بی پدر است، چون حسینعلی نوری یا همان بهاء الله منکر تولد او از خودش شد. بعید می دانم مادر عباس افندی، بدون وجود شوهر، باردار شده باشد، پس او از چه کسی باردار شده است...؟؟؟
از آن رو که خود حسینعلی نوری یا همان بهاء الله، پیامبرنمای بهائیان در روز تولدش می گوید: (ولد من لم یلد و لم یولد؛ متولد شد کسی که نه متولد می شود و نه می زاید.) پس پسران بهاء الله که از جمله آنان عباس افندی (عبد البهاء) است، زنازاده اند.

این چیزی است که هیچ منکری هم ندارد، خود بهاء الله گفته است و همه بهائیان به تمامه قبول دارند.
با توجه به این که گفتیم جناب بهاء پسران منتسب به خود را از خود نفی می کند، چگونه غیرت بهائیان می پذیرد که از یک زنازاده فرمان ببرند...

از خدای مهربان و مخاطبان گرامی به خاطر ذهن پویایم و مطالبی که می نویسم، پوزش می طلبم...
البته ما خدایی نکرده قصد نداریم به مادر جناب عبدالبهاء تهمت بی عفتی بزنیم، یک مطلبی به ذهنمان رسید، اطلاع رسانی کردیم...


نظرات()   
   

مخاطبان گرامی سلام
وحدت عالم انسانی در بهاییت جایی ندارد، چرا که بها الله در هنگام حضور در کربلا به گفته خود بهاییان زندگی خود را از دزدی کفش زائران حرمین شریفین کربلا (امام حسین و حضرت ابوالفضل علیهم السلام) تامین می کردند ..
وحدت عالم انسانی و دزدیدن کفش زائران حرمین شریفین کربلا(مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت)
حتما حالا هم مثل این مردِ با دزدی ماشین و ...؛ اون زمان مردم سوار کفش می شدن، کفش ازرش داشت، الان سوار ماشین


نظرات()   
   
یکشنبه 29 آبان 1390  02:37 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

یکی از مخاطبان در ضمن یک نظر خصوصی، پرسشی را نیز مطرح کرده بود که در پست پیشین مطرح کردم با این مضمون که:

چرا پیروان فرق ضاله و گمراهی چون صوفیه، شیخیه، بابیت، بهائیت، اهل حق، شیطان پرستی و ... هنگامی که از حقیقت شیطانی این فرق آگاه می شوند، باز کاری نکرده و به گمراهی خود و همکاری با فرقه ادامه می دهند؟

فرق ضاله بهائیت، شیخیه و بابیت

از آن جایی که ممکنه این پرسش در ذهن بسیاری از مخاطبان باشد، بصورت خلاصه به پاسخ آن خواهیم پرداخت:



نظرات()       
چهارشنبه 25 آبان 1390  09:14 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،شیخیه ،بابـیـت ،) توسط: MAP

بسیاری از فرقه ها مانند صرفیه و بهائیت، عقل گریزند. برای اینکه این واقعیت برایتان ثابت شود، این مقاله کوتاه را بخوانید:
همه فرقه ها در برخورد با پرسش های شخصی که به آنان پیوسته می گویند به دلت رجوع کن و ببین دلت چی می گه!
چرا هیچ وقت نمی گویند ببین عقلت چه می گوید؟


نظرات()       

نوجوانی گفت:
من شانزده سال دارم.
بزرگی گفت:
نگو شانزده سال دارم، بگو: آن شانزده سال را دیگر ندارم.
گذر عمر (مهدویت، شیخیه، بابیت و بهائیت)

نکته جالبی برای اندیشیدن است، ما در عمری که گذرانده ایم چه کرده ایم؟


نظرات()       
جمعه 20 آبان 1390  07:03 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

برغم‌ مخالفت‌ شدید مرحوم‌ امیركبیر با باب‌ و بهاء، میرزا آقا خان‌ نوری‌ (رقیب‌ و عامل‌ قتل‌ امیر) با حسینعلی‌ بهاء روابط‌ صمیمی‌ و همكاری‌ سری‌ داشت. ذیلاً‌ نخست‌ با منش‌ اخلاقی‌ و مواضع‌ سیاسی‌ میرزا آقاخان‌ آشنا می‌شویم‌ و سپس‌ روابطش‌ با بهاء را بررسی‌ می‌كنیم.


نظرات()       
پنجشنبه 19 آبان 1390  10:08 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

حسینعلی بهاء، در کتاب اقدس، به مجازات آدم کشی و آتش زدن خانه دیگران پرداخته و می گوید:
من احرق بیتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا عامدا فاقتلوه؛ بسوزانید کسی که خانه ای را به عمد آتش زد و بکشید کسی را که فردی را به عمد کشد.

کشتن یا سوزاندن در بهائیت

او در ادامه می گوید:


نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها