تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مطالب ابر شیخ احمد احسایی
یکشنبه 12 خرداد 1392  11:51 ب.ظ
توسط: MAP

شیخ احمد بی آنکه از فلسفه و علوم عقلیه آگاهی کاملی داشته باشد، با مطالعه اندکی از حکمت متعالیه و عرفان الاهی خود را مجتهد این علم می دانست. (فهرست کتب شیخ احمد، ۱/ ۱۴۶و ۱۸۳ و ۱۸۴)
او پیوسته در کتابهایش به حکمای اسلام، عرفا و کسانی که مقامی در تفسیر و حدیث داشتند ناسزا می گفت و نسبتهای ناروا می داد. محی الدین عربی را ممیت الدین می خواند و او را کافر و ملحد می دانست و عباراتش را مزخرفات می شمرد. در مقدمه شرحش بر کتاب «عرشیه»، از صدر الدین شیرازی، برای گرایش به اقوال کسانی چون ابن عربی انتقاد می کند. همین اشکال را بر فیض کاشانی وارد کرده و او را نیز گمراه می خواند. آنان را مخالف راه اهل بیت دانسته و خود را اهل کشف و معاینه و در راه اهل بیت قرار می دهد.

ادامه مطلب...


نظرات()   
   
شنبه 28 اردیبهشت 1392  01:27 ب.ظ
توسط: MAP

علل تکفیر احسایی این بود که او در ضروریات دین به ویژه در مورد معاد جسمانی و معراج بدعت گذاشت و به گونه ای سخن گفت که علما را ساده لوح و بی خبر معرفی می کرد.

ادامه مطلب...


نظرات()   
   

با سلام و آرزوی بهروزی و نیک فرجامی برای همه دوستان، همراهان و حقیقت جویان گرامی

بدینوسیه این پایگاه به اطلاع می رساند که تنها پایگاهی که با نام و مشخصات «پایگاه جامع شناخت بهائیت» در حال فعالیت و معتبر است، پایگاهی است که با آدرس WWW.BAHAIAT.NET و سربرگ زیر برای شما نمایش داده می شود.

لازم به ذکر است که این پایگاه خود را از همه وبلاگها و صفحاتی که نام این پایگاه را جعل کرده اند و با آدرسی غیر از بهائیت دات نت (WWW.BAHAIAT.NET)نمایش داده میشوند، مبرا می داند.

به تازگی برخی حق گریزان پس از آن که بارها اقدام به هک کردن این پایگاه کردند و مأیوس شدند، به جعل عنوان روی آورده و می خواهند اکاذیبی را با جعل عنوان این پایگاه، به اسم پایگاه جامع شناخت بهائیت به خوانندگان القا کنند.

موفق و پیروز باشید.

پایگاه جامع شناخت بهائیت


نظرات()   
   
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  08:32 ق.ظ
توسط: MAP

در "گنجینه ی احکام" می گوید: در استخاره و عدم اعتبار آن حضرت ولی امر الله واجب است توجه تام و استمداد از مصدر فیض و الهام است لا غیر.[1]
جناب "شوقی" متوجه نشده است که استخاره، همان توجه و استمداد از مصدر فیض است و لا غیر.
بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى، متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند؛ با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد، خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد.
در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسیله قرآن مجید یا تسبیح و مانند آن - مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد؛ به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى - که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد؛ بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده است.
گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد، امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد.


نظرات()       
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  04:20 ب.ظ
نوع مطلب: (متـفـرقه ،) توسط: MAP

به نقل از فارس، علی سلیمانی شاعر جوان کشورمان به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت زهرا(س) شعری سروده است. این شعر که مادر پروانه ها ... منظومه‌ای به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) نام دارد به شرح زیر است:

چادری خیس، لبی خشک، دلی آزرده

باد آورده به این دشت گلی پژمرده

دختری رنج پدر دیده، پریشان از شهر

همسری بس که پریشان شده، حیران از شهر

مادری اهل غم انگیز‌ترین رفتن‌ها

مادری خوب‌تر از خوب‌ترین ِ زن‌ها

از تبار پدرانی که پیمبر ماندند

لاله‌هایی که شکفتند، که پرپر ماندند

گل در این دشت خریدار خودش را دارد

دشت ، دلتنگی دیدار خودش را دارد

سر بالین پیمبر به خدا تنهایی

چون که خورشید پرستار خودش را دارد

جز علی هیچ کسی لایق لبخندت نیست

هر که دلداده شود یار خودش را دارد

تو و مولا ، گل و صحرا ، شب و غربت ، پیداست

هر که عاشق شده دلدار خودش را دارد

اشک‌های تو زلیخا به زلیخا مصر است

این مدینه ست که بازار خودش را دارد

چند سجاده ، دو دلداده ، حصیری ساده

خانه‌ات شوکت دربار خودش را دارد

بی سبب نیست ببخشد پسرت دنیا را

چون کریمی ست که ایثار خودش را دارد

پسرانت چه رشیدند، خوارج بیدند

این سپاهی ست که انصار خودش را دارد

چادری سوخت، دری سوخت، جهان پنجره شد

آه ... این پنجره دیوار خودش را دارد

تا کجا رفت که عطرش همه جا باقی ماند

خانه توست که اسرار خودش را دارد

وقت تشیع اگر دور و برت خلوت بود

مجلس ات جمع عزادار خودش را دارد

شهر خوابید و علی بر سر چاهی بارید

شب تشیع تو بیدار خودش را دارد

بعد تو هیچ کسی محرم خورشید نشد

عشق ، مردان وفادار خودش را دارد

بعد تو تکه نانی ست نمک گیر لبش

همسرت سفره افطار خودش را دارد

پسران تو به پروانگی عادت دارند

در کنارت همه جا غسل زیارت دارند

در هوای قدم تو جگری سوخت در آب

پدری گوشه نشین شد ، پسری سوخت در آب

پسر دیگر تو تشنه دیدارت بود

کربلا پرده ی افتاده به دیوارت بود

پسرت داغ تو را بر جگر نیزه گذاشت

ناگهان بال زد و سر به سر نیزه گذاشت

دخترت غنچه سرخی ست که پرپر می‌سوخت

گاه از داغ پدر ، گاه برادر می‌سوخت

مادر این همه پروانه خوشنام تویی

از سر آغاز عیان بود سر انجام تویی

ای که دارند نفس , جنگل و دریا از تو

چه شد آن شب که بریدند نفس‌ها از تو ؟

آه ... پروانه پر سوخته باغ نبی

شمع و گل قصه نوشتند چه زیبا از تو !

با غم و اشک چه به چاه بگوید آخر

غیر لبخند ندیده ست که مولا از تو

خانه ات مثل بهشت است چه فرقی دارد

پس بگیرند اگر باغ فدک را از تو ؟

با لبی تشنه پسرهای تو ماندند ولی

مهرت آب است که دریا شده دریا از تو

تو شفیعی ! همه هنگام دعا می‌مانیم

از خداوند بخواهیم مدد یا از تو

دل بریدیم و نبستیم ، شفاعت کردی

پای عهدی که شکستیم ، شفاعت کردی

حال ما ، گریه ما ، خنده ما از شرم است

حرف‌های دل شرمنده ما از شرم است

چشم شرمنده ما نزد تو گریان ،  بهتر

دل به دلداده رسد هر چه پریشان، بهتر

دل به صحرا زده مولا که غمت سنگین است

دل دریا زده در بند بیابان بهتر

اشک‌های دل خون دیده مولا کافیست

تا شود خانه‌ات از کلبه احزان بهتر

شب تشیع تو مولا پسرانش را گفت

هر چه مهمان برسد نیست ز سلمان بهتر

روضه در روضه بریزند اگر اهل بقیع

در هوای قدمت اشک فراوان بهتر

دیدن جن و ملک روی زمین دشوار است

پس بماند حرمت قبله ی پنهان بهتر

***

پسرت آمده امروز به منبر برود

شب قرار است قرار از کف ما در برود


نظرات()   
   
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  02:36 ب.ظ
نوع مطلب: (شیخیه ،بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

سید کاظم رشتی که از شاگردان بنام شیخ احمد احسایی است، هیچگونه هویت مشخصی ندارد، حتی رشتی بودن او نیز روشن نیست.
او کسی بود که در زمان حمله های متعددی که به کربلا شد و مردم به خاک و خون کشیده شدند، هیچ دخالتی نکرد. همه اهل کربلا به خاک و خون کشیده شدند، حرمین شریفین کربلا محل امنی برای پناهندگان نبود ولی خانه او پناهگاه او و مریدانش قرار گرفت.
بایسته یاد آوری است که سید کاظم رشتی استاد سید علی محمد باب بود که بهائیان او را مبشر بهائیت می خوانند.


نظرات()   
   
سه شنبه 29 فروردین 1391  09:55 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP
نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها