تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مطالب ابر سید کاظم رشتی
شنبه 14 آبان 1390  02:30 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

موارد بسیاری از غلطهای ادبی و ... در متن کتابهای بیان، اقدس و ایقان وجود دارد که به عنوان مثال به یکی از غلط های کتاب ایقان اشاره می کنیم که در آیه ۲۰۶ سوره بقره را چنین نگاشته: «یوم یأتی الله فی ظلل من الغمام»، در حالیکه صحیح آن «هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللهُ فِی ظُلَل مِنَ الْغَمامِ»، است.


نظرات()   
   
سه شنبه 10 آبان 1390  06:11 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

دیپلماسی فریب و خیانت، توصیف رابطه حسینعلی بهاء با برادرش میرزا یحیی ازل است.

همانگونه که پیش از این گفتیم و برابر مستندات تاریخی، حسینعلی نوری، از یک سو خود را فدایی ازل می خواند و از سوی دیگر او را با حصار مراقبتهای خود، زندانی کرده بود و دید و بازدیدهایش را کنترل می کرد؛ هوادارانش را یک به یک به خود می خواند و اگر نمی پذیرفتند، از سر راه بر می داشت و برای جانشینی پس از ازل  آماده می کرد.

عزیه خواهر این دو برادر در این باره می نویسد:


نظرات()       
یکشنبه 8 آبان 1390  07:19 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

عزیه سپس شرح تروریسم حسینعلی نوری را این طور نوشته است:«... با آن ادعای حسینی كردن، اشرار شمر كردار را به دور خود جمع نمودند. از هر نفسی كه غیر از رضای خاطر از ایشان نفسی بر آمد، قطع كردند. از هر سری كه جز تولّای ایشان صدایی برآمد، كوبیدند و از هر حلقی كه غیر از خضوع به ایشان حرفی بیرون آمد، بریدند و در هر دلی كه در او سوای محبت ایشان بود، شكافتند. اصحاب طبقه ی اول كه اسامی شان مذكور شد، از خوف آن جلّادان خونخوار، به عزم زیارت اعتاب شریفه به جانب كربلاو نجف و برخی به اطراف دیگر هزیمت نمودند. سید اسماعیل اصفهانی را سر بریدند و حاجی میرزا احمد كاشی را شكم دریدند. میرزا رضا خالوی حاجی سید محمد را مغز سرش را به سنگ پراكندند و میرزا علی را پهلویش را دریده به شاهراه عدمش راندند و غیر از این اشخاص، جمعی دیگر را در شب تار كشته اجساد آنها را به دجله انداختند و بعضی را روز روشن در میان بازار حراج با خنجر و قمه پاره پاره كردند...115»


نظرات()       
چهارشنبه 4 آبان 1390  09:52 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

ابو الفضل گلپایگانى در صفحه 38 فرائد مینویسد: «چون در سنه دویست و شصت هجریه‏ حضرت حسن بن على العسكرى علیهم السلام وفات فرمود و ایام غیبت فرا رسید و امر دیانت بآراء و انظار فقها منوط و محول گشت» و در صفحه 11 میگوید: «دلها بر این امید هزار و دویست و شصت سال همى آرمید تا آنكه انجم درى الهى از افق فارس بتابید و شعله نورانیه نار حقیقیه از شیراز برافروخته و آشكار گشت و صیحه قائم موعود از جمیع بلاد ارتفاع یافت»!! تا آنكه بارقه روح القدس از اراضى مقدسه بدرخشید و شمس جمال عیسوى از افق بیت المقدس طالع گردید».


نظرات()       
چهارشنبه 27 مهر 1390  09:29 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

به گزارش گروه خواندنی های مشرق به نقل از رجا، آیت الله مجتبی تهرانی در درس اخلاق و معارف اسلامی، با محوریت تربیت و مربیان تربیتی ضمن تشریح و تبیین نقاط ضعف انسان، راحتی و آرامش بشری را در مخالفت با نفس دانست و گفت: زمان استراحت، روز ورد به بهشت است.

مروری بر مباحث گذشته
 
بحث ما راجع به کسانی بود که می‎خواهند روش رفتاری به دیگران بدهند و قصدشان تربیت کردن دیگران است، به تعبیر دیگر مربیان جامعه هستند.
 
آنچه را که من در این بحث، مقدم می‎دارم «بُعد نفسانی» است؛ یعنی مربی باید شهوت و غضب و وهم خود را کنترل نماید.
 
اصلاً انبیای عظام که مبعوث شدند، برای این نیامدند که انسان‎ها را به دنیا و مادیت دعوت کنند، بلکه آنها آمدند تا جلوی این سه قوه را که در هر انسانی وجود دارد، بگیرند؛ یعنی می‌خواهند جلوی شهوت و غضب و وهم را بگیرند و آنها را مهار کنند؛ و الا دعوت به دنیا و مادیت در نهاد هر انسانی هست و همه از درون خود، کششی به سوی دنیا دارند. این قوا به طور افسار گسیخته انسان را به سوی دنیا و مادیت می‌کشاند و انبیا هم آمده‌اند تا جلوی این افسار گسیختگی را بگیرند.
 
کار انبیا، کنترل کردن خواسته‏ ها


نظرات()       
چهارشنبه 27 مهر 1390  08:30 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،) توسط: MAP

آیت الله جوادی آملی به این پرسش که دلیل قرآنی بر وجود امام زمان چیست، فرمود:
 مرحوم كلینی (رضوان اللّه علیه) در كتاب شریف كافی1 طی بابی از ائمه(علیهم‌السلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنید، زیرا در سوره قدر آمده است، هر سال لیلة القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئیل سلام اللّه علیه)، همه احكام و امور را به زمین نازل می‏كنند.
وقتی فرشتگان احكام و امور را به زمین می‏آورند، باید آن را به كسی بسپارند، چون افراد عادی نمی‏توانند میزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحویل بگیرند، پس تنها كسی كه در روی زمین مهمان‏دار فرشتگان و تحویل گیرنده این امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولی عصر(علیه‌السلام) است.
بر این اساس با توجه به روایاتی كه مرحوم كلینی نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهی جبرئیل(سلام اللّه علیه) یا روح، مقدّرات امور را نازل می‏كنند، باید آن را به كسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گیرنده این امور وجود مبارك ولی عصر(ارواحنا فداه) است.
1. الكافی، ج 1، ص 242 (باب فی شأن «اِنّا اَنزلناه فی لیلة القدر» و تفسیرها).


نظرات()   
   
شنبه 23 مهر 1390  06:44 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،شیخیه ،بابـیـت ،) توسط: MAP

بهائیت
پیش از هر چیز باید این مژده را بدهم که به پاس حمایتهای معنوی شما حق جویان گرامی، آدرس این وبلاگ به WWW.BAHAIAT.NET  تغییر یافت؛ از این پس نوشتهایمان را در این آدرس بخوانید.

بهائیت فرقه ای است که بنا به ادعاهای بی اساس شخصی به نام حسینعلی نوری در قرن نوزدهم میلادی پایه گذاری شد. او ابتدا ادعای رسالت و سپس ادعای الوهیت و خدایی کرد که در مباحثی جداگانه به ابطال هر یک از این ادعا پرداخته ایم. برای پیگیری مطالبی که درباره شیخیه، بابیت و بهائیت نگاشته ایم، به آرشیو هر یک مراجعه و مطالعه فرمایید.

تمام تلاش بهائیت بر آن است که خود را دیانت بنامد، چرا که با اثبات این ادعا می تواند بسیاری از نداشته هایش را به نام دین بپوشاند.

قابل توجه است که بسیاری از مخالفان مذهب تشیع، بهائیت را یک مذهب منشعب از تشیع معرفی می کنند لیکن ما بر اساس آن چه از حقایق می دانیم و اطلاع رسانی می کنیم و این گروه را جز فرقه ای گمراه نمی توانیم بخوانیم.

در این پست به تعریف هر یک از دین، فرقه و مذهب می پردازیم:

دین: مجموعه باورها، احکام و اخلاقیات است که می بایست ارتباط حقیقی با خدا داشته باشد، هر چند بعدا قطع شده باشد، مثل مسیحیت.

مذهب: شیوه خاص سلوکی است که زیر مجموعه دین بزرگ و اصلی باشد. این گروه، از افراد پایبند به دین تشکیل شده است که به نحو خاصی به دین سلوک می کنند.

مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت


نظرات()       
چهارشنبه 31 فروردین 1390  10:09 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

میرزا حسین علی، پس از آن که چند نفر را گرد خود دید، جرأت کرد و گفت:
آن چه همه مردم از آن عاجر هستند، به یکی از امیران نازل کردم و خواستم جلسه با علمای بگذارد تا حجت، برهان، عظمت و سلطنت خدا ظاهر شود غیر از خیر اراده نکردیم.
(پاورقی: الواح بعد از اقدس، ص 180)

در پاسخ باید گفت:
1. بحث و گفتگو میان اهل فضل و تحقیق، درباره چیزی است که مورد تردید و اختلاف است نه آنچه برای همه آشکار است، مانند شیرینی شکر.
2. اگر کسی پس از اندکی مطالعه و پیش از اتمام دوره، ادعای برتری و اعلمیت کند، کسی به او اعتنا نمی کند و جز با تمسخر و سکوت پاسخی به او نمی دهند.
3. سید باب نیز چنین ادعایی داشت، ناصر الدین شاه برای رفع اشتباه مردم، مجلس در تبریز تشکیل داد باب در آن جا به اندازه درمانده شد که دیگر نیاز به هیچ مجلسی نشد.
4. همه مسلمانان به خاتمیت اسلام و پیامبر اکرم صل الله علیه وآله و سلم اعتقاد داشته و دارند. انکار آن مانند انکار نور از خورشید است.
   5. مدعی پیامبری، باید معجزه ای نشان دهد تا مردم به او ایمان بیاورند نه این که بگوید به امیری که احتمالا ناصر الدین شاه است چیزی دادم که همه عالم در برابر آن ناتوان هستند. بهتر بود آن چیز که معلوم نشد چیست، آشکار می شد. مانند: عیسی که برای اثبات نبوتش، مرده زنده می کرد، موسی عصایش را چون اژدها می کند و دستش چون خورشید می درخشید و رسول اکرم صل الله علیه وآله و سلم نیز گذشته از دیگر معجزاتشان، قرآن را با آن فصاحت و بلاغت نازل کرد و فرمود: کسی می تواند، مانند آن بیاورد.

همه به وعده های خود بدون تاویل وتفسیر عمل کردند ولی باب و بهاء که ادعای هر گونه معجزه ای داشتند، جز تاویل و تفسیر بی معنا چیزی از خود نشان ندادند.
در طول تاریخ پیامبری نبوتش را با معجزه پیامبر قبل اثبات نکرده بود که ایندو متوهم چنین کردند. گفتند: ما در بیان مطلب و کشف حقیقت ید بیضاء داریم، قلوب مرده و دل های محجوب را احیا می کنیم، کسی در مقام عرفان و مکاشفه نمی تواند با ما همقدم شود.
ما خود اعتراف داریم که سید باب این راه را ساخت، هموار کرد و بهاء از آن بهره بداری کرد؛ لازم نبود ادوارد برون در مقدمه نقطه الکاف بنویسد: «اگر کسی خوب دقت کند، از پذیرش دعوت بهاء الله توسط بابیه، با وجود آن همه اختلافات، تعجب نخواهد کرد؛ چرا که اگر باب مانند قرآن آیه آورد، بهاء الله نیز آورد. اگر باب راستی ادعای خود را به نفوذ درونی و تصرف در قلب پیروان خود ثابت کرد، بهاء نیز چنین کرد.

اشکالی به این سخن وارد است و آن اینکه:
صبح ازل که باب او را جانشین خود قرار داد، پیوسته ادعاهای نابرادری خود (بهاء) را دروغ می شمرد. بنابراین، بهاء که باب را فرستاده خدا می دانست، باید اعتراف کند که سید باب، دانسته و از روی اختیار، کسی را جانشین خود کرد که بعد از خود، موجب گمراهی و بزرگ ترین منکر من یظهر الله شد.


نظرات()   
   
سه شنبه 30 فروردین 1390  12:18 ب.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،بابـیـت ،) توسط: MAP

سید علی محمّد باب پسر سید محمّد رضا فرزند سید ابراهیم فرزند سید فتح الله و مادرش فاطمه بیگم است. او در اوّل محرم سال 1235 در شیراز به دنیا آمد. پدرش را در کودکی از دست داد و سرپرستی او را دایی اش، حاج سید علی تاجر به عهده گرفت.

(پاورقی: کتاب های بین الحرمین، کواکب دریه، مقاله سیّاح و در آئین باب، ص 4.)

سید علی محمّد در مکتب شیخ عابد درس خواند و پس از بلوغ به همراه دایی اش به بوشهر رفت. حجره ای گرفتند و به داد و ستد پرداختند. او به تجارت علاقه ای نداشت و بیشتر خلوت می کرد و به پشت بام می رفت، به نماز، زیارت عاشورا، گریه و سوگواری می پرداخت به گونه ای که به سید ذکر مشهور شد؛(پاورقی) از همان زمان به تالیف پرداخت.

(پاورقی: به سبب هوای گرم بوشهر و ریاضتهای او بر روی پشت بام است که به بیماری های روحی مبتلا شد و هر حرفی به معنایی را می زد و سپس منکر می شد.)


نظرات()   
   
سه شنبه 30 فروردین 1390  09:55 ق.ظ
نوع مطلب: (مــهـــدویــت ،بابـیـت ،) توسط: MAP

سید علی محمّد باب شیرازی که بهائیان او را مبشر بهائیت می دانند، در برخی از نوشته های خود به محبت و توصیف اهل بیت (علیهم السلام) به ویژه حضرت مهدی (عج) همت می گمارد. او ابتدا، عقاید شیعه را صحیح دانسته و می ستاید و از همه جالب تر، به وجود و غیبت مهدی موعود (عج) نیز اعتراف دارد،1ولی پس از مدتی تا جایی که توانست همه چیز را تحریف و تاویل برد و آن چه نتوانست منکر شد.
از آنجا انسان در در این دوگانگی سردرگم می شود، به چند نمونه اشاره می کنیم و داوری را به شما می سپاریم:
یا سید الاکبر، ما انا شیء الا و قد اقامتنی قدرتک علی الامر ما اتّکلت فی شیء الا علیک و ما اعتصمت فی الامر  الا الیک و انت الکافی بالحق و الله الحق من ورائک المحیط ... یا بقیه الله قد افدیت بکلّی لک و ارضیت السبّ فی سبیلک و ما تمنّیت الا القتل فی محبّتک.2
یا اهل الارض تالله الحقّ انّ هذا الکتاب قد ملأ الارض و السموات بالکلمه الأکبر للحجّه القائم المنتظر بالحق الاکبر و ان الله قد کان علی کل شیء شهیدا.3
یا عباد الله اسمعوا نداء الحجّه من حول الباب انّ الله ربّی قد اوحی الیّ انّا قد انزلنا هذا الکتاب علی عبدک لیکون علی العالمین علی الحقّ بالحقّ نذیرا و بشیرا.4
و ما هو الّا عبدٌ للحُجّه یَدعو الناسَ لدینِ الله الخالِص.5
قُل إنّ الله فاطرُ السموات و الارض مِن عِنده حجّته القائم المنتظر و انّه هو الحَقّ و إنّی انا عبدٌ مِن عِباده قد اسخر الملک لدواته فاسلموا امر الله.6.
و یقول المشرکون مِن اهل الکتاب ما کنت علی الأمر مِن عند الامام حجّه الله الحَقّ قد کفی بِالله شهیداً بَینی و بینکم و إنّ الحجّه شاهد علیّ بالحقّ الأکبر.7.
اقتلوا المشرکین و لا تذروا علی الارض بالحقّ علی الحقّ من الکافرین دیّاراً حتّی ظهرت الارض و من علیها لبقیه الله المنتظر و اعملوا لله الحمد علی سبیل الباب محمودا.8
قاتلوا المشرکینَ کافّه کما یردون الذکر کافّه و طَیّبوا الارضَ للحجّه.9
سید علی محمّد، در صحیفه بین الحرمین می گوید:
انه لکتاب قد نزل من لدن بقیه الله امام حق قدیم و انّه لهو الحق قی السموات و الارض لا یعزب من علمه شیء و لا یحیط بذکره خلق و انهکم لامام حیّ عظیم ... قل إنّنی أنا عبد من بقیه الله قد آمنت بالله و آیاته و ما نزل فی القرآن ... قل یا أیّها الملأ أن اسمعوا حکم بقیه الله من لدن عبده ...

پانوشت:
1. (کواکب الدریه، ص 35.)
2. (تفسیر سوره یوسف، سوره 58.)
3. (تفسیر سوره یوسف، سوره 59.)
4. (تفسیر سوره یوسف، سوره 60.)
5. (تفسیر سوره یوسف، سوره 66.)
6. (تفسیر سوره یوسف، سوره 76.)
7. (تفسیر سوره یوسف، سوره 86.)
8. (تفسیر سوره یوسف، سوره 98.)
9. (تفسیر سوره یوسف، سوره 102.)


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
آخرین پست ها