تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مطالب ابر سید کاظم رشتی
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391  08:32 ق.ظ
توسط: MAP

در "گنجینه ی احکام" می گوید: در استخاره و عدم اعتبار آن حضرت ولی امر الله واجب است توجه تام و استمداد از مصدر فیض و الهام است لا غیر.[1]
جناب "شوقی" متوجه نشده است که استخاره، همان توجه و استمداد از مصدر فیض است و لا غیر.
بسیار مى شود که انسان براى انجام کار مهمّى، متحیّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحیّر از او نمى کند؛ با افراد آگاه مشورت مى کند، ولى آنها نیز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در کار خود سرگردان مى ماند و اگر این سرگردانى ادامه یابد، خسارت هاى سنگینى دامن گیر او خواهد شد.
در این گونه موارد، دستور استخاره داده شده است که انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسیله قرآن مجید یا تسبیح و مانند آن - مشورت کند و از ذات پاکش هدایت و راهنمایى به آنچه خیر و صلاح اوست، بطلبد؛ به یقین خداوند نیز او را ـ طبق روایات صریحى که داریم ـ راهنمایى خواهد کرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحیّر و سرگردانى - که بدترین حالات است و مایه تلف شدن وقت و نیروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصمیم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حرکت وا مى دارد؛ بلکه واقعاً نیز راهنما و راهگشا به سوى خیرات است و این حقیقتى است که در روایات اسلامى وارد شده است.
گاه انسان براى کارى استخاره مى کند و مطابق آن، به سوى آن کار مى رود و ظاهراً نتیجه اى نمى گیرد، امّا بعد از ماه ها، یا سال ها، رمز عجیب آن استخاره را درمى یابد.


نظرات()       
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  04:20 ب.ظ
نوع مطلب: (متـفـرقه ،) توسط: MAP

به نقل از فارس، علی سلیمانی شاعر جوان کشورمان به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری حضرت زهرا(س) شعری سروده است. این شعر که مادر پروانه ها ... منظومه‌ای به ساحت مقدس حضرت زهرا (س) نام دارد به شرح زیر است:

چادری خیس، لبی خشک، دلی آزرده

باد آورده به این دشت گلی پژمرده

دختری رنج پدر دیده، پریشان از شهر

همسری بس که پریشان شده، حیران از شهر

مادری اهل غم انگیز‌ترین رفتن‌ها

مادری خوب‌تر از خوب‌ترین ِ زن‌ها

از تبار پدرانی که پیمبر ماندند

لاله‌هایی که شکفتند، که پرپر ماندند

گل در این دشت خریدار خودش را دارد

دشت ، دلتنگی دیدار خودش را دارد

سر بالین پیمبر به خدا تنهایی

چون که خورشید پرستار خودش را دارد

جز علی هیچ کسی لایق لبخندت نیست

هر که دلداده شود یار خودش را دارد

تو و مولا ، گل و صحرا ، شب و غربت ، پیداست

هر که عاشق شده دلدار خودش را دارد

اشک‌های تو زلیخا به زلیخا مصر است

این مدینه ست که بازار خودش را دارد

چند سجاده ، دو دلداده ، حصیری ساده

خانه‌ات شوکت دربار خودش را دارد

بی سبب نیست ببخشد پسرت دنیا را

چون کریمی ست که ایثار خودش را دارد

پسرانت چه رشیدند، خوارج بیدند

این سپاهی ست که انصار خودش را دارد

چادری سوخت، دری سوخت، جهان پنجره شد

آه ... این پنجره دیوار خودش را دارد

تا کجا رفت که عطرش همه جا باقی ماند

خانه توست که اسرار خودش را دارد

وقت تشیع اگر دور و برت خلوت بود

مجلس ات جمع عزادار خودش را دارد

شهر خوابید و علی بر سر چاهی بارید

شب تشیع تو بیدار خودش را دارد

بعد تو هیچ کسی محرم خورشید نشد

عشق ، مردان وفادار خودش را دارد

بعد تو تکه نانی ست نمک گیر لبش

همسرت سفره افطار خودش را دارد

پسران تو به پروانگی عادت دارند

در کنارت همه جا غسل زیارت دارند

در هوای قدم تو جگری سوخت در آب

پدری گوشه نشین شد ، پسری سوخت در آب

پسر دیگر تو تشنه دیدارت بود

کربلا پرده ی افتاده به دیوارت بود

پسرت داغ تو را بر جگر نیزه گذاشت

ناگهان بال زد و سر به سر نیزه گذاشت

دخترت غنچه سرخی ست که پرپر می‌سوخت

گاه از داغ پدر ، گاه برادر می‌سوخت

مادر این همه پروانه خوشنام تویی

از سر آغاز عیان بود سر انجام تویی

ای که دارند نفس , جنگل و دریا از تو

چه شد آن شب که بریدند نفس‌ها از تو ؟

آه ... پروانه پر سوخته باغ نبی

شمع و گل قصه نوشتند چه زیبا از تو !

با غم و اشک چه به چاه بگوید آخر

غیر لبخند ندیده ست که مولا از تو

خانه ات مثل بهشت است چه فرقی دارد

پس بگیرند اگر باغ فدک را از تو ؟

با لبی تشنه پسرهای تو ماندند ولی

مهرت آب است که دریا شده دریا از تو

تو شفیعی ! همه هنگام دعا می‌مانیم

از خداوند بخواهیم مدد یا از تو

دل بریدیم و نبستیم ، شفاعت کردی

پای عهدی که شکستیم ، شفاعت کردی

حال ما ، گریه ما ، خنده ما از شرم است

حرف‌های دل شرمنده ما از شرم است

چشم شرمنده ما نزد تو گریان ،  بهتر

دل به دلداده رسد هر چه پریشان، بهتر

دل به صحرا زده مولا که غمت سنگین است

دل دریا زده در بند بیابان بهتر

اشک‌های دل خون دیده مولا کافیست

تا شود خانه‌ات از کلبه احزان بهتر

شب تشیع تو مولا پسرانش را گفت

هر چه مهمان برسد نیست ز سلمان بهتر

روضه در روضه بریزند اگر اهل بقیع

در هوای قدمت اشک فراوان بهتر

دیدن جن و ملک روی زمین دشوار است

پس بماند حرمت قبله ی پنهان بهتر

***

پسرت آمده امروز به منبر برود

شب قرار است قرار از کف ما در برود


نظرات()   
   
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391  02:36 ب.ظ
نوع مطلب: (شیخیه ،بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

سید کاظم رشتی که از شاگردان بنام شیخ احمد احسایی است، هیچگونه هویت مشخصی ندارد، حتی رشتی بودن او نیز روشن نیست.
او کسی بود که در زمان حمله های متعددی که به کربلا شد و مردم به خاک و خون کشیده شدند، هیچ دخالتی نکرد. همه اهل کربلا به خاک و خون کشیده شدند، حرمین شریفین کربلا محل امنی برای پناهندگان نبود ولی خانه او پناهگاه او و مریدانش قرار گرفت.
بایسته یاد آوری است که سید کاظم رشتی استاد سید علی محمد باب بود که بهائیان او را مبشر بهائیت می خوانند.


نظرات()   
   
سه شنبه 29 فروردین 1391  09:55 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP
نظرات()   
   
شنبه 26 فروردین 1391  02:46 ب.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

 سید علی محمد شیرازی ملقب به باب، مدتی را نزد یک مکتب دار که از پیروان فرقه «شیخیه» بود، به علم آموزی پرداخت؛ چون به سن رشد و بلوغ رسید در کنار دایی خود به کسب و کار در «کمپانی ساسون» پرداخت که سهام و مالکیت آن متعلق به یکی از کلان سرمایه داران یهودی بغداد بود و در بندر بوشهر و بمبئی هندوستان به کار تجارت تریاک اشتغال داشت.


نظرات()       
سه شنبه 22 فروردین 1391  02:09 ب.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

به نظر شما زمینه ها، عوامل و مراحل شكل گیرى جریان بهائیت در ایران چه بود؟
بسیارى را باور بر این است كه علت ظهور بهائیت فقر و مشكلات اقتصادى بعد از ورشكستگى در جنگهاى ایران و روس بود. اما عقیده بنده بر این است كه بیشتر علل سیاسى و فرهنگى عامل پیدایش بابیت و بهائیت بوده است. شكست در جنگهاى ایران و روس، شكاف عمیقى بین دولت و ملت به واسطه جدا شدن روحانیت از دولت فتحعلى شاه ایجاد نمود. این جدائى تا آخر دوره قاجار دوام داشت و نهضت تنباكو و بعد از آن، انقلاب مشروطه را رقم زد. با جدا شدن روحانیت و ملت از دولت، دربار تحت سیطره روسها و رقیب دیرین آنان، انگلیسها، درآمد. اما ملت اقتدار خویش را حفظ نمود و با كشتن »گریبایدف« نشان داد كه ترس و واهمه اى از روسها ندارد. از همینجا بود كه روسها به فكر شكستن اقتدار ملت افتادند. به تشخیص درست آنان، نقطه قوت ملت ایران پیروى از نایب امام زمان(عج) بود. بنابراین اگر مى توانستند در اعتقاد به آن امام همام شك و تردید ایجاد كنند مى توانستند كمر ملت را بشكنند. از این رو به فكر فرقه سازى پیرامون اندیشه مهدویت افتادند.
فرقه شیخیه به علت پیشرفتى كه در آغاز دوره قاجار در حوزه هاى علمیه ایجاد شد و روش اصولیین بر شیوه اجتهادى اخباریین غلبه نمود، شكل گرفت. اصولیین با استفاده از روش تعلیم داده شده توسط امام جعفر صادق(ع) توانستند شیوه استخراج احكام مربوط به مسائل جدید و مستحدثه را به خوبى بیابند و پى بگیرند. شیخى هاى اخبارى مسلك براى عقب نماندن در داشتن پاسخ براى مسائل جدید به خیالات متوسل شدند و طرح ایجاد ارتباط با معصومین در خواب و رویا و غیره را مطرح نمودند. این شیوه كه به عقیده آنان با استناد به تقوى و تهذیب نفس، ركن رابع عملى مى شد؛ راه را براى ادعاهاى اتصال به معصومین باز نمود و نسل سوم ركن رابع به تحریك و حمایت روسها ادعاى ارتباط با امام زمان(ع) نمود. به این ترتیب »سیدعلى محمد باب« خود را باب امام زمان(ع) قلمداد كرد. پس از این ادعا پیروان او در یك گردهمائى در دشت »به دشت« به طور كلى دین را منسوخ اعلام نمودند و براى او قدرت تشریع و ابداع دین جدید قائل شدند. پس از این حادثه سیدعلى محمد باب، در زندان شروع به تدوین كتاب بیان نمود و ادعاى پیغمبرى كرد. ادعاى الهیت او به بعد از این ادعا باز مى گردد كه نام خویش را با استناد به حروف ابجد معادل »ربّ اعلى« توجیه نمود. بعد از سیدعلى محمد، جانشینانش به دو فرقه »ازلیه« و »بهائیه« تقسیم شدند. ازلیه بیشتر تابع احكام و دستورات باب بودند اما بهائیان به رهبرى حسینعلى نورى كتاب جدید نوشتند و دین جدید ساختند. دینى كه خشك اندیشیهاى كاملاً غیر منطقى باب را تا حدى كنار زد و با الهام از تمدن روز اروپا احكامى ساخت كه بتواند افراد بیشترى را به خود جلب كند.

چه عواملى از خارج در شكل گیرى و هدایت جریان بهائیت در ایران نقش داشتند؟
ابتدا همانطور كه گفته شد؛ روسها عامل اصلى زمینه سازى و رشد بابیت بر پایه فرقه شیخیه در ایران بودند. اما بعد از تبعید بابیان از ایران و ایجاد فرقه بهائیه در سرزمین عثمانى، دولت انگلیس به میدان آمد و از وجود آنان براى تضعیف اسلام در منطقه خاورمیانه سود جست. خدمت بهائیان به انگلستان تا حدى پیش رفت كه به یكى از رهبران آنان؛ یعنى »عباس افندى« كه جانشین »حسنعلى نورى« بود لقب »سر« عطا نمودند. به هر صورت بابیان و بهائیان مقیم ایران همواره از حمایت دولت انگلستان، اسرائیل و آمریكا برخوردار بوده اند.

وجوه تشابه بهائیت و جریان »صهیونیسم« و »ماسونیت« چیست و این جریانها چه قرابت نظرى و عملى با یكدیگر دارند؟
بهائیت بعد از عباس افندى؛ یعنى در دوره »شوقى افندى«، سازمان دهى تازه اى یافت و به صورت یك حزب تمام عیار درآمد. مركز آن اسرائیل شد و شاخه هاى آن در سراسر جهان گسترش یافت. در چنین حالتى این فرقه كاملاً تحت مدیریت جریانهاى ضد اسلام در منطقه خاورمیانه قرار گرفت و عملكردى همانند صهیونیزم یافت. با توجه به اینكه مركزیت این گروه در اسرائیل قرار دارد؛ هماهنگى و همسانى آنان با جریان صهیونیزم بسیار زیاد است. از آنجا كه فراماسونرى نیز در خدمت پیاده كردن سیاستهاى استعمارى غرب در ایران و دیگر كشورهاى خاورمیانه قرار دارد عملكرد آنان نیز با عملكرد بهائیت یكسان است. این گروهها ممكن است از لحاظ نظرى با یكدیگر اختلاف داشته باشند اما از حیث عملكرد كاملاً مشابه هم عمل مى نمایند.


نقش بهائیت در تحولات فرهنگى، اجتماعى و سیاسى یكصد سال اخیر ایران را چگونه ارزیابى مى كنید؟
همانطور كه گفته شد؛ بهائیت از ابتدا براى ایجاد تفرقه در بین شیعیان به وجود آمد و به یك جریان ضد اسلام مبدل گردید. سیاست ضد اسلامى آن همواره ادامه یافته و با هر جریان اسلام خواهى اعم از فرهنگى و سیاسى، در ایران به مقابله پرداخته و هر جریان سنت شكن ضد اسلامى را همراهى نموده است.

این فرقه در حال حاضر در ایران و جهان از چه موقعیت و جایگاهى برخوردار است و چه اهدافى را دنبال مى كند؟
این فرقه هم اكنون كاملاً مورد حمایت آمریكا و اسرائیل است و از آن براى مقابله با اسلام استفاده مى شود. بیشترین پیروان آنان در آمریكا قرار دارند و در كشورهایى همچون هند و اندونزى و برخى از كشورهاى آمریكاى لاتین طرفدارانى دارند. اصولاً آنان به وطن اعتقادى ندارند و به اصطلاح »جهان وطنى« اختیار نموده اند. هر چند ادعاى عدم دخالت در سیاست دارند، اما به نظر مى رسد هدف آنان تشكیل حكومت جهانى بهائى است.

حركتهاى شكل گرفته طى چند دهه اخیر جهت مقابله با این جریان (از جمله انجمن حجتیه) را چگونه ارزیابى مى كنید و آنها را تا چه حد در این زمینه موفق مى دانید؟
انجمن حجتیه از لحاظ اعتقادى با آنان به مقابله برخاست و در راه كنترل عقیدتى آنان قدمهاى مثبتى برداشت؛ اما چون از لحاظ سیاسى نسبت به آنان از خود حساسیتى نشان نمى داد فعالیتش بسیار محدود بود و در حیطه كنترل عوامل حكومتى و دولتى قرار مى گرفت. محمدرضا شاه براى پیشبرد مقاصد غربى خویش از عناصر بهائى در امور سیاسى و فرهنگى استفاده و امكان ورود به میدانهاى اقتصادى را هم براى آنان فراهم مى كرد. از طرف دیگر، شاه به انجمن حجتیه اجازه فعالیت داد تا هروقت خواست بتواند به وسیله آنان بهائیها را سركوب كند تا خطرى براى رژیمش نباشند.
از این كه در این گفت وگو شركت كردید از شما سپاسگزاریم.


نظرات()   
   
شنبه 19 فروردین 1391  10:08 ق.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

به گزارش شیعه آنلاین، دفتر فرقه ضاله بهائیت در شهر نیویورک آمریکا روز پنج شنبه گذشته خبر کاهش مدت حبس هفت تن از سران این فرقه به ۱۰ سال را فاش کرد.

گفتنی است این هفت نفر که از طرف مرکزیت این فرقه در "اسرائیل" به عنوان مدیران فرقه در ایران منصوب شده اند، پیش از این از سوی دادگاه به اتهام «جاسوسی برای بیگانگان»، «نشر اکاذیب» و «همکاری با رژیم اسراییل» به 20 سال حبس محکوم شده بودند.

قابل ذکر است، علی رغم ادعای مکرر سران این فرقه، این افراد به خاطر اقدامات و خیانت های انجام گرفته محکوم گردیده اند و نه به خاطر اعتقادشان به بهائیت.

به نظر می رسد تخفیف مجازات ها با توجه به حجم خیانت ها و اعمال مجرمانه این افراد باعث تجری پیروان این فرقه ضاله در گسترش فعالیت های تبلیغی شان گردد.


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :8  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها