تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - مصاحبه با نویسنده کتاب ارزشمند بهائیت در ایران
سه شنبه 22 فروردین 1391  01:09 ب.ظ
نوع مطلب: (بـهـائـیـت ،) توسط: MAP

به نظر شما زمینه ها، عوامل و مراحل شكل گیرى جریان بهائیت در ایران چه بود؟
بسیارى را باور بر این است كه علت ظهور بهائیت فقر و مشكلات اقتصادى بعد از ورشكستگى در جنگهاى ایران و روس بود. اما عقیده بنده بر این است كه بیشتر علل سیاسى و فرهنگى عامل پیدایش بابیت و بهائیت بوده است. شكست در جنگهاى ایران و روس، شكاف عمیقى بین دولت و ملت به واسطه جدا شدن روحانیت از دولت فتحعلى شاه ایجاد نمود. این جدائى تا آخر دوره قاجار دوام داشت و نهضت تنباكو و بعد از آن، انقلاب مشروطه را رقم زد. با جدا شدن روحانیت و ملت از دولت، دربار تحت سیطره روسها و رقیب دیرین آنان، انگلیسها، درآمد. اما ملت اقتدار خویش را حفظ نمود و با كشتن »گریبایدف« نشان داد كه ترس و واهمه اى از روسها ندارد. از همینجا بود كه روسها به فكر شكستن اقتدار ملت افتادند. به تشخیص درست آنان، نقطه قوت ملت ایران پیروى از نایب امام زمان(عج) بود. بنابراین اگر مى توانستند در اعتقاد به آن امام همام شك و تردید ایجاد كنند مى توانستند كمر ملت را بشكنند. از این رو به فكر فرقه سازى پیرامون اندیشه مهدویت افتادند.
فرقه شیخیه به علت پیشرفتى كه در آغاز دوره قاجار در حوزه هاى علمیه ایجاد شد و روش اصولیین بر شیوه اجتهادى اخباریین غلبه نمود، شكل گرفت. اصولیین با استفاده از روش تعلیم داده شده توسط امام جعفر صادق(ع) توانستند شیوه استخراج احكام مربوط به مسائل جدید و مستحدثه را به خوبى بیابند و پى بگیرند. شیخى هاى اخبارى مسلك براى عقب نماندن در داشتن پاسخ براى مسائل جدید به خیالات متوسل شدند و طرح ایجاد ارتباط با معصومین در خواب و رویا و غیره را مطرح نمودند. این شیوه كه به عقیده آنان با استناد به تقوى و تهذیب نفس، ركن رابع عملى مى شد؛ راه را براى ادعاهاى اتصال به معصومین باز نمود و نسل سوم ركن رابع به تحریك و حمایت روسها ادعاى ارتباط با امام زمان(ع) نمود. به این ترتیب »سیدعلى محمد باب« خود را باب امام زمان(ع) قلمداد كرد. پس از این ادعا پیروان او در یك گردهمائى در دشت »به دشت« به طور كلى دین را منسوخ اعلام نمودند و براى او قدرت تشریع و ابداع دین جدید قائل شدند. پس از این حادثه سیدعلى محمد باب، در زندان شروع به تدوین كتاب بیان نمود و ادعاى پیغمبرى كرد. ادعاى الهیت او به بعد از این ادعا باز مى گردد كه نام خویش را با استناد به حروف ابجد معادل »ربّ اعلى« توجیه نمود. بعد از سیدعلى محمد، جانشینانش به دو فرقه »ازلیه« و »بهائیه« تقسیم شدند. ازلیه بیشتر تابع احكام و دستورات باب بودند اما بهائیان به رهبرى حسینعلى نورى كتاب جدید نوشتند و دین جدید ساختند. دینى كه خشك اندیشیهاى كاملاً غیر منطقى باب را تا حدى كنار زد و با الهام از تمدن روز اروپا احكامى ساخت كه بتواند افراد بیشترى را به خود جلب كند.

چه عواملى از خارج در شكل گیرى و هدایت جریان بهائیت در ایران نقش داشتند؟
ابتدا همانطور كه گفته شد؛ روسها عامل اصلى زمینه سازى و رشد بابیت بر پایه فرقه شیخیه در ایران بودند. اما بعد از تبعید بابیان از ایران و ایجاد فرقه بهائیه در سرزمین عثمانى، دولت انگلیس به میدان آمد و از وجود آنان براى تضعیف اسلام در منطقه خاورمیانه سود جست. خدمت بهائیان به انگلستان تا حدى پیش رفت كه به یكى از رهبران آنان؛ یعنى »عباس افندى« كه جانشین »حسنعلى نورى« بود لقب »سر« عطا نمودند. به هر صورت بابیان و بهائیان مقیم ایران همواره از حمایت دولت انگلستان، اسرائیل و آمریكا برخوردار بوده اند.

وجوه تشابه بهائیت و جریان »صهیونیسم« و »ماسونیت« چیست و این جریانها چه قرابت نظرى و عملى با یكدیگر دارند؟
بهائیت بعد از عباس افندى؛ یعنى در دوره »شوقى افندى«، سازمان دهى تازه اى یافت و به صورت یك حزب تمام عیار درآمد. مركز آن اسرائیل شد و شاخه هاى آن در سراسر جهان گسترش یافت. در چنین حالتى این فرقه كاملاً تحت مدیریت جریانهاى ضد اسلام در منطقه خاورمیانه قرار گرفت و عملكردى همانند صهیونیزم یافت. با توجه به اینكه مركزیت این گروه در اسرائیل قرار دارد؛ هماهنگى و همسانى آنان با جریان صهیونیزم بسیار زیاد است. از آنجا كه فراماسونرى نیز در خدمت پیاده كردن سیاستهاى استعمارى غرب در ایران و دیگر كشورهاى خاورمیانه قرار دارد عملكرد آنان نیز با عملكرد بهائیت یكسان است. این گروهها ممكن است از لحاظ نظرى با یكدیگر اختلاف داشته باشند اما از حیث عملكرد كاملاً مشابه هم عمل مى نمایند.


نقش بهائیت در تحولات فرهنگى، اجتماعى و سیاسى یكصد سال اخیر ایران را چگونه ارزیابى مى كنید؟
همانطور كه گفته شد؛ بهائیت از ابتدا براى ایجاد تفرقه در بین شیعیان به وجود آمد و به یك جریان ضد اسلام مبدل گردید. سیاست ضد اسلامى آن همواره ادامه یافته و با هر جریان اسلام خواهى اعم از فرهنگى و سیاسى، در ایران به مقابله پرداخته و هر جریان سنت شكن ضد اسلامى را همراهى نموده است.

این فرقه در حال حاضر در ایران و جهان از چه موقعیت و جایگاهى برخوردار است و چه اهدافى را دنبال مى كند؟
این فرقه هم اكنون كاملاً مورد حمایت آمریكا و اسرائیل است و از آن براى مقابله با اسلام استفاده مى شود. بیشترین پیروان آنان در آمریكا قرار دارند و در كشورهایى همچون هند و اندونزى و برخى از كشورهاى آمریكاى لاتین طرفدارانى دارند. اصولاً آنان به وطن اعتقادى ندارند و به اصطلاح »جهان وطنى« اختیار نموده اند. هر چند ادعاى عدم دخالت در سیاست دارند، اما به نظر مى رسد هدف آنان تشكیل حكومت جهانى بهائى است.

حركتهاى شكل گرفته طى چند دهه اخیر جهت مقابله با این جریان (از جمله انجمن حجتیه) را چگونه ارزیابى مى كنید و آنها را تا چه حد در این زمینه موفق مى دانید؟
انجمن حجتیه از لحاظ اعتقادى با آنان به مقابله برخاست و در راه كنترل عقیدتى آنان قدمهاى مثبتى برداشت؛ اما چون از لحاظ سیاسى نسبت به آنان از خود حساسیتى نشان نمى داد فعالیتش بسیار محدود بود و در حیطه كنترل عوامل حكومتى و دولتى قرار مى گرفت. محمدرضا شاه براى پیشبرد مقاصد غربى خویش از عناصر بهائى در امور سیاسى و فرهنگى استفاده و امكان ورود به میدانهاى اقتصادى را هم براى آنان فراهم مى كرد. از طرف دیگر، شاه به انجمن حجتیه اجازه فعالیت داد تا هروقت خواست بتواند به وسیله آنان بهائیها را سركوب كند تا خطرى براى رژیمش نباشند.
از این كه در این گفت وگو شركت كردید از شما سپاسگزاریم.


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین پست ها