برخی ممنوعیت تبلیغ بهائیت در ایران را دست آویز خود قرار داده و با استناد به این موضوع، از نبود آزادی بیان و حقوق بشر در ایران سخن می گویند، غافل از آن که این ممنوعیت تنها در ایران نیست، بلکه در بخشی از فلسطین اشغالی که صهیونیستها آن را اسرائیل می نامند نیز وجود دارد.
پس باید دانست که تبلیغ فرقه ضاله بهائیت، در دو جای این کره خاکی ممنوع است یکی جمهوری اسلامی ایران و دیگری در فلسطین اشغالی.

شاید بگویند که با آزادی بیان بهائیان، آنان رسوا می شوند و...
در پاسخ این نظریه نیز باید گفت که: بابیان و بهائیان از نخستین روزهای پیدایش تا به امروز، در مجالس گوناگونی از پاسخ به اشکالاتی که مطرح شده و مناظراتی که تشکیل شده درمانده و رسوا شده اند ولی ...
آنان در باب خاتمیت، مهدویت سخنی برای گفتن ندارند و از پاسخ به اشکالاتی که به آنان وارد است درمانده شده اند.
حتی نتوانسته اند برای ازدواج با محارم، لواط و ... حکمی را جعل کنند.
بگذریم از تناقضات گفتاری و رفتاری که در آثار خودشان و تاریخ نویسان موجود است؛ مانند این که در ص 5 اقدس می گوید همه چیز پاک است، سپس در صفحه 21 همان کتاب حکم اولیه را فراموش کرده و می گوید برای پاک کردن نجاسات می گوید اگر آب نیافتید، 5 مرتبه بر آن چیز نجس بگویید: «الله اطهر» تا پاک شود. معلوم نیست وقتی همه چیز پاک است، چگونه چیز نجس پیدا می شود تا اینگونه پاک شودو ....

گذشته از آن چه گفتیم، باب در مجلس مناظره اصفهان، تبریز و ... درمانده شد و توبه نامه ای نوشت  و در آن ، همه گفتار و کردار خود را دروغ خواند و ابراز پشیمانی کرد که در حال حاضر در کتابخانه مجلس موجود است.
سید علی محمد باب اولین خدایی است که از خدایی انصراف داد و پشیمان شد و گفت من هیچ نیستم.
آخرین پست ها