تبلیغات
بابیت و بهائیت در ترازوی نقد - بهائیت و سرانی که هیچ گاه نیامدند...
سرکردگانی که هیچ گاه نیامندند و هیچ گاه نخواند آمد...
وعده ای که هیچ گاه واقع نخواهد شد...
آبرویی که به خواست خدا رفت...
حقیقتی که روشن شد...


شوقی افندی، سرکرده عقیم بهائیت (مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت)
شوقی افندی، سرکرده عقیمی که محاسبات پدر بزرگش (عبدالبهاء) را بر هم زد...

این شعر را بخوانید تا مطلب را بهتر متوجه شوید:
آن چه دلم خواست نه آن می شود          آن چه خدا خواست همان می شود
در هر زمانی، اوصیا و اصفیا دوازده نفر بودند، حضرت یعقوب علیه السلام دوازده پسر داشت، موسی علیه السلام دوازده نقیب داشت و حواریون حضرت عیسی علیه السلام دوازده نفر بودند، جانشینان پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز دوازده تن بودند.
عبد البهاء برای آن که از این قافله عقب نمانده و از این طرف بام نیوفتد، از آن سوی بام افتاد و گفت: سران این ظهور، 24 نفرند، دو برابر بقیه، چون عظمت این ظهور چنین اقتضایی دارد.1

این پیش بینی عبدالبهاء و سخنش به اندازه درست و دقیق بود که همه مردم به ویژه ما را حیرت زده کرد؛ زیرا شوقی افندی دقیق زد توی خال.
چرا، چون خدا گذاشت توی کاسه عبد البهاء و پیروان بهائیت.
ماجرا از این قرار است که شوقی افندی اصلا بچه دار نشد. خلاصه مطلب این که:
شوقی افندی عقیم بود و اصلا این 24 سرکرده بهائیت، اولینشان به دنیا نیامد تا زمینه تولد دومی فراهم شود.

شوقی افندی، سرکرده عقیم بهائیت (مهدویت، بررسی و نقد شیخیه و بابیت و بهائیت)

بر این اساس، آنان که تا به آن زمان اعتقادی به عبد البهاء و مسلک پدرش داشتند، منتظر وقوع وعده او شدند؛ لیکن وعده ای تو خالی و دروغین که هیچ گاه به وقوع نپیوست و آبروی او را برد.
خدا این گونه متحریان حقیقت را متوجه ساخت که راه را اشتباه رفته اند و حقیقت جای دیگری است. این گونه حق جویان از گرد بهائیت متفرق شدند.
بهائیان برای آن که دکانشان تعطیل نشود، در پی توجیه و تأویل بر آمدند و تا توانستند این ماجرا را پنهان کردند و هر کس سئوالی پرسید به گونه ای از سر خود باز کردند، اما خردمندان کوتاه نیامدند تا به جعلی بودند این دستگاه استعماری پی بردند...
یکی نبود به عباس افندی (عبد البهاء) بگوید آن چه تو می خواهی مهم نیست، باید دید خدا چه می خواهد.
أمان از زمانی که خدا نخواهد، آدم بد جوی ضایع می شه....
1. کتاب مفاوضات (عبد البهاء): ص 45 - 46.
آخرین پست ها