دیپلماسی فریب و خیانت، توصیف رابطه حسینعلی بهاء با برادرش میرزا یحیی ازل است.

همانگونه که پیش از این گفتیم و برابر مستندات تاریخی، حسینعلی نوری، از یک سو خود را فدایی ازل می خواند و از سوی دیگر او را با حصار مراقبتهای خود، زندانی کرده بود و دید و بازدیدهایش را کنترل می کرد؛ هوادارانش را یک به یک به خود می خواند و اگر نمی پذیرفتند، از سر راه بر می داشت و برای جانشینی پس از ازل  آماده می کرد.

عزیه خواهر این دو برادر در این باره می نویسد:

آن حضرت (یحیی ازل) سالها در حبس محترم نگه داشته می شد تا زمانیکه (بهاء) به کمک یاران جور و فسادش، کار خود را سامان دهد و از با کمک مال و ثروت میرزا موسی پسر حاجی میرزا هادی جواهری، مسلک خود را بر پا کند.

آرام آرام، ندای مخالفت خود را بلند کرد و بذر فتنه و فساد و شقاق و نفاق را در زمین دل بزرگ و کوچک کاشت. به اندازه ای که دستش می رسید از قوه به فعل آورده از قدح و ذم و شتم و طعن و لعن و تهمت و افترا های گوناگون و قطع نان وآب و منع آمد و شد، یار و یاور جمع کرد .

در نهایت درجه شدتی که برای محبوسین شدنی است، ایشان در حق حضرت ثمره (بیحیی ازل) به نمایش گذاشت و سخت گیری کرد، « و سیعلمواالذین ظلموا ای منقلب ینقلبون ..»( تنبیه النائمین ، عزیه خانم نوری ، ص21)

عزیه سپس بعضی از آثار فراوان باب را در باره جانشینی ازل ذکر نموده اعترافات بهاءاله به این مستندات و پذیرش آنها و تملق گوئی چاپلوسانه نسبت به ازل را در صفحات 18-20 به تفصیل می آورد آنگاه به دعوی من یظهری بهاءاله می رسد ...

لازم به توضیح است که علی محمد باب در کتاب بیان از موعودی بنام "من یظهره الله " یاد می کند که برای تحقق سلطنت جهانی شریعت بابیه ظهور خواهد کرد و بابیه موظف به تبعیت از او می باشند...میرزا حسینعلی هم از جمله کسانی است که به طمع سلطنت بر بابیان خود را من یظهره الله می نامد ... عزیه در نقد او می نویسد:

" مجملا ایشان را به گمان اینکه به محض ادعای من یظهری به مقصود خود می رسند، غافل از آنکه گفته اند نه هر مدعی صادق است و نه هر مجنونی عاشق و نه هر چوبی عصاست و نه هر شبانی موسی نه هر ناقلی سحبان است و نه هر صحیفه فرقان نه هر دستی ید الله است و نه هر امی ای رسول الله نه هر کجی هلال است و هر لالی بلال . هزار نکته باریکتر زمو اینجاست.

هیچ عاقل دانایی و هیچ شاعری توانا اینگونه ادعای بدون برهان را به چیزی نخرد و به پشیزی نبرد زیرا مردم کره زمین، همیشه با دانش و بینش و دانشمندان متبهر و متتبع بوده اند ادیبانی که از سلاست بیان سلسله در پای آب روان نهند و در طلاقت زبان داد انا افصح العرب و العجم دهند هیچ وقت به چنین دعاوی اعتنایی ندارند و به این گفتارها وقع و وقری نگذارند :

عرض خود می بری و زحمت ما می داری..." (ص 21)

آنگاه از دیگر مدعیان دروغین من یظهری و عاقبت برخی از آنان مس نویسد:

«پیش از شما، اشخاصی دیگر هم آمدند و به لسان فطرت هم نزدیکتر بوده اندو چنین ادعایی کردند چون سید اعمی هندی که بعد از ظهور نقطه بیان و نصب حضرت ثمره بر وصایت و مرآتیت ایشان ادعای مر آتیت کرد ...و همچنین حسین میلانی که دعوی رجعت حسینی کرد...کذلک سید اعمی دیگر مدعی مرآتیت شد...پس از آن میرزا اسد الله دیان... بعضی به اغوای والد بزرگوار در ارض باء او را بدون اذن حضرت ثمره به قتل رسانیدند در صورتی که برای توبه و معذرت آمده بود و من خط او را در پیش نبیل قزوینی دیدم که عریضه ای به این مضمون. نوشته بود: ..از جمله مدعی ها میرزا عبدالله متخلص به غوغا که مردی نطاق و مجلس آرا بود که شخص بیانش بنان تحریر و  زبان تقریر از دست و زبان عارف و عامی می ربود و گفتار سحر آگینش غبار ملالت و کسالت را از آینه خاطر می زدود. او نیز مبتلا به نتیجه ادعای خود گردید ... و از جمله مدعی های من یظهری حاجی میرزا موسی قمی و ملا محمد لال زرندی بوده اند و از جمله آنها میرزا هاشم کاشانی بود که وقتی پاره آیات تلفیق کرده، خدمت حضرت ثمره فرستاد.»

در جواب او سه میم مر قوم فرمودند و فرستادند بعد از رسیدن جواب دیگران ندانستند مراد حضرت را ولی خودش گفت مراد این است که مگو و مخوان و منویس و به همین سبب دست از ادعای خود برداشت پس بنا بر این ادعای صرف بدون برهان به حکم عقل حجت نیست جز اینکه برهانی باید اقامه کند که کل من علی الارض از اتیان بمثل او عاجز باشد قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین و اما برهان باید از مجاری عادی نباشد یعنی از روی کسب و تحصیل نباشد که از ینبوع فطرت جوشد..." (ص 26)

و بدین ترتیب بر ادعای من یظهری همه اینان بویژه بهاءاله مستدلا خط بطلان می کشد...

آخرین پست ها