بسیاری از فرقه ها مانند صرفیه و بهائیت، عقل گریزند. برای اینکه این واقعیت برایتان ثابت شود، این مقاله کوتاه را بخوانید:
همه فرقه ها در برخورد با پرسش های شخصی که به آنان پیوسته می گویند به دلت رجوع کن و ببین دلت چی می گه!
چرا هیچ وقت نمی گویند ببین عقلت چه می گوید؟
1. چون دل بیشتر در پی هوای نفس است و اینگونه فرقه ها کار خود را جلو می برند، به عنوان مثال در مسائل شهوانی، فرقه عامل خود را به دل رجوع می دهد، آیا دل چیزی جز شهوترانی می خواهد؟ آنان عامل خود را به دل و هوای نفس مشغول می کنند تا آن چه از او می خواهند، انجام دهد.
2. چون عقل در 99 در صد موارد، خلاف آن چیزی را می گوید که آنها می خواهند و در بسیاری از موارد عقل منکر این فرقه ها و کردار و گفتارشان می شود و آنان نیز که از این واقعیت فرار می کنند، انسان را به دل که در برخی مواقع آنان را تأیید می کند، رجوع می دهند.

ولی اسلام، در برخورد با هر پرسشی منابعی دارد که از آنها بهره می برد:
1. کتاب که همان قرآن کریم است؛ کتابی آسمانی که همه در آسمانی بودن آن متفقند و تحریف (دخل و تصرف) در آن را رد می کنند.
2. سنت که گفتار، کردار و تاییدات پیامبر مکرم اسلام صل الله علیه و اله و سلم است که همه در کتب معبر شیعه و اهل سنت ضبط شده و موجود است.
3. عقل که منبعی خدادادی است.
پس اسلام انسان را در برخورد با مشکلات و پرسشها به دل و هوای نفس رجوع نداده بلکه به خدا، پیامبر و در نهایت اگر چیز از آن دو به دست نیامد که چنین چیزی کم است، به عقل رجوع می دهد نه هوای نفس.

آخرین پست ها